امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 19 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

2 ماهگی گلم

1392/11/15 14:38
264 بازدید
اشتراک گذاری

از اتفاقات مهم قبل اینکه 40 روزهگی گلم تموم شه رفتن خاله جون آمنه اینها به مکه بود که تو 28 یا 30 روزه بودی دلم.و چون خیلی کوچولو بودی همش گریه  می کردی گریه    وقتی 2 ماهه شدی خوب مامانیرو میشناختی وتا باهات حرف میزدم بهم لبخند میزدی و با اون چشمای مهربونت نیگام میکردی. اونوقت ها حسابی تپل بودی و آدم دلش میخاست لپ هاتو گاز بگیرهچشمکالهی فدات شه مامان   

 

اولین سرماخوردگی

16 خرداد 91 بود که پسرم اولین بار سرماخوردگیرو تجربه کرد!البته خداروشکر خیلی شدید نبود. جمعه بردیم دکتر خودش ویزیتش کرد و یه سری دستورات داد که انجام دادیم وحالش بهتر شد...ولی کلا برای منتجربه تلخی بود گل پسرم.

گلم 4 ماهه شدهورا                                                                                                     24 خرداد=پایان 3 ماهگی گلم. خیلی ناز وخواستنی شده.حالا دیگه بلند بلند میخنده واز خودش صدا درمیاره.به لبخندهامون با لبخند نازش جواب میده   و دلمونو شاد میکنه.بغل خدایا شکرت که عطامون کردی ودلمونو شاد کردی. 

خوابیدن روی شکم

اولین بار 22 خردادو 5شنبه بود که این اتفاق شیرین تو خونه باباجون افتاد.خودش -بدون کمک- غلطید و روی شکم خوابید. قربونش بره مامانش.

 

رفتن به شهر بازی

7 مرداد 91 یعنی وقتی 4 ماه و 13 روزه بودی برای اولین بار بردیمت شهر بازی. البته تو که تو سن بازی کردن نبودی. بیشترش بخاطر خودمون بود که دلمون 1 کمی وا شه. یادش بخیر . با خاله جونات بودیم. ماه رمضون هم بود. خلاصه 1 سفره افطار چیدیم و خوردیم و بچه های خاله جون"علی و زهرا"   کلی بازی کردن و مامان و بابایی و محی جون"دختر خاله" رفتیم سینما4 بعدی و 1کم حال کردیم و کلی ترسیدیم"البته من و محی" نه بابا! و برگشتیم.

اینم1 عکس: زهرا جون- امیرعطا ناناز-علی پسر

اینم 1 عکس تکی از گلم:

عطا جون در شهر بازی                  

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)